گاو ساله تان بـُود مبارک

این صفحه نسخه بازسازی شده اولین وبلاگ من به همین نام و شکل و محتواست که متاسفانه خیلی زود فیلتر شد
انّا لله و انّا علیه راجعون !
به اطلاع کلیه اقشار و آحاد ملت اعم از کتابفروشان ، تعاونی داران ، راننده ها ، آرایشگرها ، بقالان ، چقالان ، سیگار فروشها ، جیب برها ، خیاطان ، قاتلین فراری ، تاکسی دربستی ها ، لامپ فروشان ، رستوران ها ، هتلها ، باباهای مدارس ، سانسور کننده ها ، جارو فرشان ، اطبا ، آژانسهای هواپیمائی ، کارمندان ، مشنگها ، شابلون زنها ، حقوق بگیران ، گوش سوراخ کنها ، بانکها ، کارچاق کنها ، اراذل ، اوباش ، معتادین ، گرد فرشته بازها ، واسطه ها ، بی آبروها ، خانوم بازها ، گداها ، بد حجابها ، بی حجابها ، بی غیرتها ، پرسپولیسیها ، سالنهای اپیلاسیون ، دوربین مخفیها ، مانتو فروشها ، کبابی ها ، ماست بند ها ، خالی بندها ، کف بین ها ، لحاف دوزها ، کله پزها ، کمپرسی داران ، دختر ترشیده ها ، سینما داران ، کفاشها ، آموزشگاههای رانندگی ، سارقین مسلح ، زندانیها ، وبلاگ نویسها ، پرتغال فروشها ، بچه های سرراهی ، بیماران کلیوی ، غنی کنندگان اورانیوم ، تزریقاتی ها ، دستفروشان ، رانندگان تانک ، موتور سواران ، سد معبر کنها ، خرسوارهای امامزاده داوود ، بساطی ها ، سی دی فروشان روی پل ، سی دی فروشان زیر پل ، بنگاهیها ، تروریستها ، مانکن ها ، پاسبانها ، اتباع خارجه ، یتیم خونه داران ، دماغو ها ، هفت تیر کشها ، آژانها ، برادران بسیجی ، برادران غیر بسیجی ، آر پی جی زنها ، منگلها ، چاغاله فروشان ، بچه بازها ، هنرپیشه ها ، کیف قاپها ، کراک فروشها ، قد بلندها ، ذغال فروشان ، سمساریها ، آهن قراضه جمع کنها ، دارندگان سگهای ولگرد ، دارندگان تمساح خانگی ، نسخه پیچهای ناصر خسرو ، جوشکاران ، وزنه برداران ، مکانیکها ، خلبانها ، باقالی فروشان فرحزاد ، صافکاران ، چرخ گوشت فروشها ، خفت گیرها ، خبرنگاران ، مامورهای مخفی ، شاگرد شوفرها ، شاگرد اولها ، شاگرد اولیها ، دودره بازها ، کوپن فروشان ، کارواشیها ، ختنه کنها ، دلار فروشان ، بزّازان ، بچه پر رو ها ، واجبی فروشها ، مامورین سرشماری ، اختر شناسان ، متولدین برج زهر مار ، باستان شناسها ، زیر خاکی فروشها ، بنزین فروشها ، امر به معروف کنها ، خیکّی ها و خصوصاْ رئیس جمهورها میرساند که این وبلاگ امروز وارد دومین ماه فعالیت خود میشود !
به همین مناسبت دولت تا ماه آینده عزای عمومی اعلام کرده و از همه شما شیفتگان برای برپائی هر چه بهتر مراسم عزا داری دعوت بعمل می آید . شایسته است کلیه اقشار محترمی که به علت فراموشی نامشان در فهرست بالا نیست اینجانب را عفو نموده و بگذارند پای شدت تألم وارده !
اجرکم عندالله محفوظٌ
سلام
تا اطلاع ثانوی این وبلاگ را با عنوان نه طنز ! بخوانید
البته این اسم را برای یه بابای دیگه گذاشته بودم که حسب تنگ آمدن قافیه حالا خودم ازش استفاده میکنم
برای تبادل لینک کامنت بگذارید
شاد باشید و بقیه رو هم شاد کنید
هندونه یادت نره
وقتی هم هندونه رو زدید زمین ، ما رو یادتون نره ! ما هم یکی دیگه رو یادمون نمیره ، اونم یکی دیگه ...
و این قصه تا یلدای سال دیگه ادامه داره !
شب شما یلدا !
اندر حکایت حاج دکتر محمود احمدی السلطنة النژاد پرستانه ، خفن الله نفسه الغنی الالهی آمینه !

شعر : اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه !
و گویند وی را پدری بودی بس بزرگوار و جوانمرد که در ملک شاهرود خفت اغنیا میگرفت و مال از ایشان می ربود و بر ضعیفان نمیداد و به خانه میبرد و میخورد ، بس که گشاد بود این مرد ! چونان که خصمانش لعنت الله علیهم با همه ماها اجمعین میگفتند : لاشک فیه که العجب بی پدر المادری باشد او ! که یعنی امری داشته باشید در خدمتیم ! نقل است روزی بر کرانه کوئی میگذشتی و محمود را دید که صغیر بود و او را باز نشناخت بسکه او بلوری بود و بچه خودش برزنگی ! و چند تای دیگر بودند که پلی استیشن (!) بدست محمود داده بودند از برای بازی و ملاعبت و سرگرمی تا خود بتوانند با بیلبیلک او بازی کنند از پس و هم از پیش به کردار بزغاله ! پس پدر گفت :هذه العنترٌ سیاهٌ الدکتور و لذا هو الرئیسٌ بالکابینه الجمهوریة الاسلامیة الایرانیة الافندی فی چند سنة البعدیة انشا الله ! که یعنی بچه جان مگر پدر مادر نداری که اینجا تنها نشسته ای و دمادم واهمه میرود از هجوم همجنس بازها بر تو ؟! و میگویند که محمود سخت گریست و همانجا قسم خورد که به سازمان ملل برود و ثابت کند تا در ملک ایران همجنس باز نباشد بلکه گناه خردی بر او ببخشند و رفت و گفت و نشد که نشد حتی تا حالا ! گویند در مجلسی وصف پدر همی کرد و فضائلش برمیشمرد بلکه او را هم به گاری پدر ببندند . یکی از مشایخ بانگ برآورد و گفت : از فضل پدر تو را چه حاصل؟ پس هماندم برنائی از میانه جمع به جهدی برخاست و گفت پس مرا گوش دهید تا دو هزار و هفتش را برای شما باز گویم که با اس.ام.اس برایم رسیده ! بیت :
پدرت بود کدخدا مردی ........... تو به قربان گ...ز او گردی !
(و نهیب بر شما که همه تان بی ادبید !)
و همه گریستند ! روزی سوار بر یک بچه باز(!) به تهران آمدی و از کرانه خیابان تخت جمشید سابق و طالقانی فعلی گذر کرد . پس عده زیادی دید که همه از دشمن شقی تر و دیده بانی همی کردند و راپورت همی دادند و جاسوسی همی کردند از بهر اهرمن و از بالای دیوار و بر آنجا پارچه ای بود که خطهای قرمز زیاد داشت و چند تا ستاره که پرچم امریکا میخواندندش و بر آن لانه آویزان بود ! پس ، از بچه باز پیاده شد (!) و راست بر دیوار بنگریست و نهیب داد که : ایها الکافرون ! لماذا بالوسیلة الاسبابة الجاسوسیة الآمار ما را میدهید ؟! یعنی آهای ! می آئید پائین یا من بیام بالا ؟! پس گفتند تو بیا ! و راست دیوار بگرفتی و بالا رفتی کانّ بلاتشبیهٌ که میمون و یا چیتا بوده باشد مادر زاد ! و برفت و او را بگرفتند و در گوشه ای بربستند و جلوی چشم او همجنس بازی بکردند بلکه نتواند برود بگوید در ایران همجنس باز نداریم ! ولی برفت و بگفت ! و در سال پنجاه و هشت که مو (!) در بیاورده بود و کسی از او سراغ نمیگرفت از فرط نامردی ، پی شغلی میگشت که در نیازمندیهای همشهری آن زمان (!) چشمش به این آگهی افتاد : ایها المومنین ! وی آر سرچینگ اِبوت سام وان تو بزنه بکشه بگیره ببنده ! پس گفت همانا که منم ! سپس راه بیت آقا(!) در گرفتی و هفت تیر بکشیدی و از بهر مخ زن و مرد و پیر و جوان هر دم شراره های تیر بدر کردی در راه رضای خدا و خلاصی مردم از این زندگی نکبتی با این وضع بنزین ! پس همانا که عوام کالانعام بیست وشش سال بعد برفتند و ورا رأی فراوان بدادند و رئیس جمهور بکردند بلکه دو عین هاشمی از حدقه بیرون بزند به حق ت ی دسته دار که این رئیس جمهور بشد ولی آن دیگری ، باز هم چشم در نیامد ! و آنگه بر مردم سفر استانی بکردی و هر جا که رفتی یک جمبل جادوئی گفتی و همه وضع مردم از این به آن شدی و همه مردم موبایل دار شدی و همه چیز دار شدی الا آب و نان و سرپناه و بنزین که در روایت آمده به فرزندانتان همه "سوار کاری" بیاموزید و تیر اندازی و شنا و نیامده "ماشین سواری" و آب و نان داشتن و خیمه و سرپناه بسکه همه چیز به اعجاز محمود پیش بینی گردیده بود ماشاالله از آنموقع تا حالاه ! و راست بر نطنز کردی و با غنای روسها اورانیوم غنی بکردی و دمادم بگفتی : عجّی مجّی لاترجّی هی ی ی ی ی ...... بتّرکه چشم حسود و بخیل و قد بلند ایشالله !
شعر نو : فدات بشم هوگو چاوز یادت بمونه همیشه ، همه چیه دنیا واسه من بمب اتمی نمیشه ! آواز نخون حاجی محمود مگه نگفت ولادیمیر مگه نگفت ولادیمیر ! آدم که بمب دستش میاد آواز خودش باهاش میاد ! مکه آخرین پناهه واسه دل خستگیام ! آواز نخون محمود مشنگ مگه نگفت ولادیمیر مگه نگفت ولادیمیر ! توپ و تفنگ نخواستیم ، تانک و فشنگ نخواستیم ، اورانیوم غنی شده سازمان ملل نخواستیم ..........
و او را این بود که هر کاری که بکردی مردم دنیا خنده های فراوان همی کردی و ورا مشنگ میخواندندی و تنها کسی بودی در عالم و آدم و از پارینه سنگی و تا محمود مافنگی ، که هر چه گفتی تمام دنیا از هرهر و کرکر غش و ضعف برفتند و بی آنکه زبان او را دانسته باشند که آمده است : الاعمالُ بالنیات ! که یعنی مردم دیوانه اند دیگر چه میشه کرد !
و او را دیگر همین مانده بود که تمتع برود و کچل نکند و بگوید قبلاْ بابام منو برده بود و درهم و دینار بیت المردم را به جیب صعودی ها بچپاند و فردوسی را مانده بود که بگوید :
ز شاش شتر خوردن و سوسمار .......... عرب را به جائی رسیدست کار
که دریای عمان کند آرزو ......... تفو بر تو ای چرخ گردون تفو !
( در زمان فردوسی خلیج فارس و دریای عمان و تاج کیانی همچین فرقی نمیکرد ، همه اش مال ایران بود عین همین الآن ! )
و حکایت بسر نیامد و بلکه حوصله نگارنده و خواننده بسر آمد و پس از ابتدای قصه همینرا سه بار بلند بلند بخوانید که همانا در کنکور بیاید و ضریب هشت داشته باشد و روز جزا هم از شما همینرا با وصیتنامه سیاسی الهی بپرسند .
نثار ارواح خاک ایران زمین جمیعاْ رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات و نثار رئیس جمهورش همگی هیبیب ! هورا ! هورا ! هورا ! ... هیبیب ! هورا ! هورا ! هورا ....... و رسم باشد که مردمان در شب چلّه که همگان جمعند همینرا صد بار بر پشت بامها بگویند بلکه دشمن مشت محکم بخورد و اینقدر به حاج محمود گیر سه پیچ دو آچاره ندهد .......... آمین !
سوژه از ترانه
"الیور استون از احمدی نژاد فیلم میسازد" ( به نقل از رسانه های فیلم )

حاج محمود آکتور سینما !
در پی انتشار خبر ساخت فیلم احمدی نژاد توسط الیور استون که یکی از فیلمسازهای وابسته و مزدور و دوربین به مزد (!) هالیوود است نامبرده در یک جلسه علنی و به قصد اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی درباره نحوه ساخت و لوکیشنهای فیلمبرداری فیلم توضیح داد :
لوکیشن اول : یکی از آبگیرهای آمازون .....
یک گله گاو اسرائیلی و یک دسته اردک اسرائیلی و یک عالمه عنتر دارند بی خیال دنیا آب میخورند . صدای ما ما و بق بق و فش فش همه جا را گرفته . نفسها در سینه حبس میشود . موسیقی "دراکولا" گذاشته میشود . ناگهان با فرمان "اکشن" توسط کارگردان آب یک مقدار کمی تکان میخورد و احمدی نژاد چشمهایش را از آب بیرون می آورد . عنتر ها فوراْ متوجه میشوند و انگار که جدّ و آبادشان را دیده باشند شوق و ذوق کنان به هوا میپرند . احمدی نژاد به آنها اشاره میکند که "هیس س س س" . عنترها ساکت میشوند ولی ریز ریز دم گوش هم پچ پچ میکنند و میخندند. احمدی نژاد نزدیکتر میشود . موسیقی به اوج خود میرسد . ناگهان احمدی نژاد با یک یورش تمام گاوها و اردک های اسرائیلی را از صحنه روزگار محو میکند ! میخواهد سراغ عنترها هم برود که کارگردان با داد و هوار میگوید : کات بابا کات ! بسه ! اینها خودی اند ! چطوری بگم ، فکر کن فلسطینی اند ! احمدی نژاد به عنترها یک نگاه میکند و چشمک میزند و چفیه اش را دور گردنش می اندازد ! ...............
ـــ شایعه پراکنهای زبان به مزد میگویند الیور استون این قسمت را مخصوصاْ ساخته که در صورت شکست تجاری فیلم آنرا به تلویزیونشان بفروشد که جای راز بقا نشان دهد ! الیور استون تکذیب میکند. مردم در ایران از میدان آزادی تا امام حسین راهپیمائی میکنند.
لوکیشن دوم : یک اتاق تاریک .....
احمدی نژاد با لباس احرام روی یک تخت فنری دو نفره از پهلو دراز کشیده و دارد با تلفن حرف میزند : به جان سید حسن محو کردن وظیفه ماست ... شما فقط هر کاری بلدید بکنید که لبنان یک ماه دیگه رئیس جمهور نداشته باشه ... ما چاکّرتیم ... یه سید حسن که بیشتر نداریم ... ما نوکر ملتیم ... ملت خودمان نه ها ، ملت لبنان ... به نصر الله بزرگ هم سلام برسون بگو روسها محموله دوم سوخت بوشهر رو هم که بدهند اونوقت ما از الآن تا سال ۲۰۰۳ (!) میتونیم باهاش بمب اتم بسازیم و اسرائیل رو محو کنیم ! به دستور کارگردان موسیقی "شبهای زاینده رود" پخش میشود . کارگردان با یک دستش علامت میدهد که یعنی بیا . "آنجلینا جولی" وارد میشود . موسیقی ادامه دارد . احمدی نژاد تا چشمش به آنجلینا جولی می افتد از هول تلفن را قطع میکند . آنجلینا جولی بهش میگوید: هیس س س . سپس جلوی احمدی نژاد استریپتیز میکند . حالا جلوی لباس احرام احمدی نژاد عین اهرام ثلاثه آمده جلو . آنجلینا جولی لخت میشود ......... احمدی نژاد وا میرود و روی تخت می افتد ... صحنه بشدت حسی شده ... آهنگ بشدت پخش میشود ... آه و اوه احمدی نژاد بلند میشود ... حالا نماچ کی بماچ ... ! کارگردان دوان دوان میپرد وسط و آندوتا را سوا(!) میکند ... میگوید : کات ، کات ، بابا دیوانه پاشو لباستو بپوش تو هم جدی گرفتی ... این صاحب داره ... براد پیت داره نگاه میکنه ... احمدی نژاد دوباره لباس احرامش را میپوشد ... معلوم است که خیط شده ولی به روی خودش نمی آورد ... به ضرغامی تلفن میکند و قرار میشود که دوشنبه شب بعد از اخبار به مردم ایران در تلویزیون توضیح بدهد و از آنها حلالیت بطلبد.
شایعه پراکنها میگویند الیور استون این قسمت را بعنوان فیلم سوپر برای آموزش سکس به عقب مانده های ذهنی ساخته ! الیور استون باز هم تکذیب میکند . مردم ایران میروند جلوی در لانه جاسوسی و باز هم راهپیمائی میکنند.
.......................
و این قصه ادامه دارد .................
سوژه و عکس از کسری (http://voapn.blogfa.com)
آخ حالا قر تو کمرم فراوونه !

تا بوده اینطوری بوده که حرکات مختلط زن و مرد شبها یا در جاهای تاریک و دنجی که غیر از خدا هیچکی آدمو نمیبینه و ضمناْ یک زیر انداز و رواندازی هم بالاخره پیدا میشه اتفاق افتاده !
خانمی به اسم صغرا. ج (!) با اشاره به عکس فوق خدمت خداوند شکایت برده که چرا اسرار ما ها رو در برگزاری حرکات مختلط پیش هر کس و ناکسی رو میکنه ! اونم کی ؟ سربازهای امام زمان . نامبرده میپرسد که آیا سربازان امام زمان در جاهائیکه ما حرکات مختلط خودمان را برگزار میکنم هم کشیک دارند ؟! آخه خدا ! چند نفر به یک نفر ؟! من چه گناهی کرده ام که باید اینطور جواب پس بدم ؟! اون از دفعه قبل که بهم ده هزار تومن دادن گفتند امشب تو حوزه فقط ما دو نفر هستیم ! رفتیم دیدیم یا امام زمان ! یک لشکر از سربازان امام زمان که معلوم بود از راهپیمائی برائت یا جائی مشابه برگشته بودند و همه شان هم کف کرده بودند آنجا منتظر من بودند که با هم حرکات مختلط برگزار کنیم ! همه شان هم گمنام بودند چون جلوی من همدیگر را کامبیز و آتیلا صدا میکردند در صورتیکه از قیافه همه شان پیدا بود که در آبادی خودشان بیشتر از یقنعلی و برات محمد نشنیده اند !
همچنین صغرا یک چشم اشک و یک چشم خون است که خدایا ! اولش قرار بود من ورزشکار بشوم ولی فکر میکردم ورزش بانوان کشور مسئول نداره و شدم این ! حالا چطور شد که تا ما به عشق اهل بیت مهمان حوزه شدیم و خواستیم حرکات مختلط برگزار کنیم ورزش بانوان مسئول پیدا کرد ؟!
همچنین تصورم این بود که رقص یک عملی است که افراد "باب" انجام میدهند نه نا باب . مثل "باب" ا کرم ! من دفعه قبلی که مهمان افتخاری حوزه و دانشگاه (!) بودم خودم دیدم که در جشن اهداء عمامه حوزوی ها بابا کرم میزدند و دانشگاهیان تانگو ! خدایا خودت ریشه ستم رو بسوزون ! آخه چقدر ظلم چقدر ستم ! خدایا مگه من بیشتر از چهارده سال سنّمه ؟!
خدایا منهم مثل این برادر عمامه به سر از دولت تقاضای رسیدگی به این وضعیت رو دارم ! دولت از یکطرف یه کاری با بنزین کرده که دیگه هیچکی آدمو تو خیابون سوار نمیکنه از طرف دیگه به وضع ما هم رسیدگی نمیکنه ! انا لله و انا الیه راجعون ! مگه قراره ما چقدر عمر کنیم ؟! آنهم با این وضع بازار !
خدایا ! من تا اومدن احمدی نژاد از مکه صبر میکنم اگر رسیدگی فوری کرد که هیچی وگرنه دفعه بعدی که با سربازان گمنام امام زمان حرکات مختلط برگزار کردیم منهم قرصامو نمیخورم ، نه ماه بعد هم میرم دم حوزه هر هفت هشت تا بچه رو میذارم جلوی در ، زنگ میزنم و فرار میکنم ! گفته باشم !
بر اساس یک طرح ضربتی که امروز مجلس یک فوریت آنرا تصویب کرد از این به بعد زنان هم از شوهرانشان ارث میبرند
میراث شوم !
اینجانب بعنوان یک آدمی که همیشه به حقوق دو جانبه مرد و زن معتقد بوده ام و با طرح فوق هم خیلی موافقم به جهت کمک به نمایندگان مجلس برای قانونگذاری و شورای نگهبان برای تطبیق با اصول دین ۱۰ مورد از ارث را که عموماْ خانمها به روی آقایان نمی آورند ولی وقتی دعوایشان بشود بد جوری مطالبه می کنند ، در زیر می آورم و منتظر و دست به دعا برای تصویب هر چه زودتر و نهائی این طرح میمانم:
سلام
"میراث شوم" صدمین نوشته این وبلاگ از ابتدای آذر ماه تا کنون است
سوژه صد و یکمین نوشته را شما بدهید
بوش مسلمان میشود. جرج دبلیو بوش در نامه ای به یکی از فوضولای(!) حوزه علمیه دلیل این کار خود را چنین اعلام کرد :
حاج آقا : احسنتم ! احسنتم ! طیب الله نفسکم ! تپ تپون اُخ اُخکم شکراْ جزیلا ! از اردبیلا تا دسته بیلا ! خوشمان آمد ! بگو ببینم جوان ! عملیات انتحاری هم بلدی یا بگم بچه ها (!) یادت بدن ! احسنتم ! بیا جلو فعلاْ اینجای دستمو ماچ کن ! باریکلّا ! برگرد یه چرخ بزن ببینم ! من البته قبلاْ کودک آزار بودم ولی حالا که بزرگ شده ام مردم آزار (!) شده ام ! بیا اینهم مهر و جانماز و تسبیح ، فقط یادت باشه که هر خطائی کردی فوری باید جانماز آب بکشی ! اینهم یه تو سری ........ حالا شد ...... از همین لحظه مسلمان شدی از نوع شیعه های موجود در ایران ! برو حالشو ببر !
رئیس جمهور : پیام ما برای تمام مردم دنیا "در هر جا" که هستند است و اینرا همه حتی در "دور افتاده ترین جاها" فهمیده اند.

"خویشاوندی"
این "الیزابت رعد و برق" نوه تارزان است که در ارتفاعات خط استوا در "دورافتاده ترین جاها" حرفهای رئیس جمهور را فهمیده . احمدی نژاد توی دلش دارد میگوید "عجب چیز مالیه ! جون میده واسه خویشاوندی ! لازم شد مادر بچه ها رو یه مدت بفرستم سفر استانی !" نوه تارزان هم دارد برای او عشوه قاطری می آید! شما اینها را ول کنید ، ببینید نفر وسط چقدر هیزه !
منابع آگاه میگویند حاصل خویشاوندی این دو تا یک "کینگ کنگ" نیم متری شده که الآن پیش مادرش در خط استوا زندگی میکنه !
راست و دروغش هم گردن منابع آگاه . ممکن است بطور سازماندهی شده ای اشتباه کرده باشند . میگوئید نه حرفهای دیشب رئیس جمهور را یکبار دیگر مرور کنید .
نتیجه : به یارو گفتند برو توپ پینگ پنگ بیار رفت تخم کینگ کنگ آورد !